تبلیغات
كلاغ پر ، عشق پر
سه شنبه 27 دی 1390

تقدیم به عشق

   نوشته شده توسط: پسر یخی    


با اومدنت زندگیمو کردی عوض ، از دوست داشتنم کجاشو بگم واست ؟

تو مثل شعله ای که تو تاریکی نور میبخشی ، اگه کار بدی دیدی ازم زود میبخشی

تو بدیهامو با لبخند میگذاری بره ، نا امیدی ، نیمزاری یک زره تو دله تو بره

وقتی تو پیشمی مثله عطر ریحانه ، نمیزاری تنها شمو یاد تو همیشه همرامه

تو توی سرما هم آتیش گرممی ، با تو روزای تاریکمم آبی بعد از این

چه حس خوبیه یکی مثل تو داشتن ، از دست نمیدمت ولی ای کاش من

زودتر اینا تورو کشف میکردم ، از نبودنت کنارم خب میترسم

وقتی نیستی ماهم دیگه نور نمی تابه ، امین به فکرتهو شبا زود نمیخوابه

با تو به آرامش میرسم همینو بس ، تو دلم جای یه نفر فقط همیشه هست


پنجشنبه 15 دی 1390

چی بگم ....

   نوشته شده توسط: پسر یخی    

میخوای دوباره با قلمم  واست شعر بنویسم آخه واسه ی چی ؟ باشه اما دردامو بگم واسه ی کی ؟

حالا چشماتو باز کن بیا تو حسه من باش ، تو حالو هوای سرد روزگار من باش

بس قلم رو به دستم میگیرم تا به تو بگم ، از زمونه از دلی که پاره پارست

هرشعر من مثله یه کوه ماتم یه غمه پر درد ، جز این کارم ندارم واسه آرامشم  یه راه بهتر

از چی بنویسم ؟ انتظار داری قلمم چی بگه برات ؟ انتظار داری چی از قلمم دراد

جز چندتا مصرع نیمه کاره  با یه مشتی کاغذ پاره که وسط اتاق مثل من هیج جاییو نداره

تو هم مثل منی رفیق کم درد نداری، درد اصلیت  اینه تو هم مثله من همدرد  نداری

من کسی نیستم با هر زخمی دردم بگیره ولی کی میخواد این اشکامو گردن بگیره

از چی بنویسم نکنه تو فقط شعر خوندن رو دوست داری ولی نمیدونی واسم خط میخورن برگه های تقویم

که خبر میدن از دردای یه قلب که حالا شده سردو یخی

ولی من نمیخوام ته دفتر شعرامو هیچ وقت ببندم ، چون دیگه نمیتونم اصلا بخندم

دلم به چی خوش باشه به دلی که فقط اسمش دله یا عمری که نصفش اشکه نصفش گله

یا از عشقی که الان تو بقل یکی دیگه وله  این دله بیچاه که خودشو باید با همه چی وقفش بده


چهارشنبه 14 دی 1390

لایق نبودی

   نوشته شده توسط: پسر یخی    

تو این شبای پر غم ، شمع های روشن . شراب خوش طعم ، من غمارو  کشتم
و آخرم شد ، دلم داورم شد ، تموم حرفایی که میزدی باورم شد
واقعا" منو میخواستی ؟ تو که راست مگی ، حرفات چیزی نبود جز یه مشت جوک ساختگی
اون کارا بوده همش واسه حفظ ظاهر ، ولی دیگه نقش بازی کردنتم افتضاهه
چه ساده بودم ، چه خامو کودن  مثال کودک ، اضافه موندم
بزار خودم حالا نظاره کنم ، دیگه به حال خودم پر از حصار دورم
من دیگه میبازم عشقو اون دست سردو ، دیگه نمیخوامتو بی خیال حرف مردم
هی ... همه چی گذشته عزیز دیگه چیزی بین ما نمونده جز اشک کسی
که حاضر نبود بدون تو بره بهشت ، دلم گفت همه احساستو بده بهش
این همه وقتو حسشو رو مفت داد بازم ، بی ارزش تر این حرفا بودی ، افتاد واست ؟



پینوشت :   کسایی که دانلود آهنگ وبلاگمو میخواستن .
دانلود کنید



چهارشنبه 7 دی 1390

بسته شد

   نوشته شده توسط: پسر یخی    

سلام .

خیلی ها یکیش تو دوست داشتی اینجا بسته شه . نگو بسته شدن رو دوست نداریو اینو نمی خواستی .

به قول خیلی ها شعرام نفرتیه . باشه ، هم تو هم خیلی های دیگه با شعرام مشکل دارین . حرفی نیست

ولی بدون تنها چیزی که آرومم میکرد رو داری ازم میگیری . حرفی نیست یکی خوشحال باشه منم

خوشحالم . فکر نکن الان حالم خوبه چون نمیدونم بعد از این ........................... بی خیال .


جمعه 25 آذر 1390

یادته :::

   نوشته شده توسط: پسر یخی    

 چشاتو میبستی و منم لوس میکردم                      یادته چقدر یواشکی بوست میکردم
میگفتی که حرف دلای ما یکیه با هم                      حس میکردم واقعا واست یه تکیه گاهم
میگفتی که جدا شدن مو از سر تو                         برابر جدا شدن روح از تنه
وآخرم شد دلم داورم شد                                      تموم دروغایی که میگفتی باورم شد
 یه مشتی دروغو ترفند ، یه قصه مثله                    حرفایی که مینوشتی تو اس ام است
یکی گفت شاید اون خوبه امین تو لیافقت نداری        یکی گفت تو خیلی خوبی ولی سیاست نداری
یکی گفت ولش کنو بیا میو سرش بکش                   یکی گفت نه ، واسه عشقت ریاضت بکش
تو به دنبال یه برده فقط میگردی                            که وقتی ازش کندی دیگه پیشش بر نگردی
تو از اعتماد یه مردی، سو استفاده کردی                که تو رو میخواست ولی تو مثل یه باد سردی


پنجشنبه 24 آذر 1390

روزگار

   نوشته شده توسط: پسر یخی    

روزگار غریبیه دلم آروم نداره                          چشام پر غمه خدا کنه بارون نباره

روزگار غریبیه اینجا غروبه دلم مگه نه ؟           می گفت ماله توام ، اینم دروغه بود مگه نه ؟

چشات پر اشک شده چون که رمز شب همینه       زد غرورتو شکست آخه رسمش همینه

تیرو کمون آسمون دله مارو نشون کرد              من که پیر شدم ولی دله اونو جوون کرد

با من یه رنگ نبود مثله کاغذ خط دار                برو با همونا بشین دست از سر من وردار

حبث ابد دله من که عفو بخشش نداشت             رفتش شد عاشق کسی که اصلا ارزش نداشت

باشه برو تورو می زارم تو رکاب بقیه              اومدی پیشم ولی با نقاب پریه

.روزگار غریبیه امین ، پاشو اشکاتو پاک کن       تو هم یاد نگاهشو واسه همیشه خاک کن  



دوشنبه 30 آبان 1390

بیت آخر

   نوشته شده توسط: پسر یخی    

واسه تو شعر می نویسم     روی کاغذ سفید
   کاغذی که لحظه هامو       رو تن خودش کشید
   چه تماشایی کاغذ             رو تنش رقص قلم
   مثه من که تو خیالم           با تو میزنم قدم
   با یه دنیا احساس             واسه تو شعر می نویسم
   ولی چکه میکنه رو کاغذ    اشک گرم ازچشم خیسم
   کاغذ خیس شده انگار        مثه من میکنه هق هق
   کاغذ همدرد دل من            با دو خط شعر شده عاشق
   واسه از نو از تو گفتن       کاغذ و مچاله کردم
   یه ورق کاغذ بی خط          میشه باز همپای دردم
   چقد تکراریه این کار          شب و روز از تو نوشتن
   نمی دونی تو که نیستی       بی تو خوبی هام چه زشتن
   من هنوز با این همه درد     فکر میکنم به بیت اخر
   که تو رفتی و دل من          بیت اخرو نکرده باور
   واسه بیت اخر شعر          حتی پیدا نمیشه یه قافیه
   دیگه بسه شعر نوشتن       بسه واسم دیگه غصه کافیه


ارسالی از ...
از خواب می پرم چیزی یادم نمی آید فقط از چشمان خیسم می فهمم كه خواب تو را می دیده ام ای كاش در كنارم بودی تا همانگونه كه دلم را شكستی سكوت تنهاییم را نیز بشكنی كنار پنجره می روم آسمان بر خلاف دل ابریم صاف است مانند هر شب ستاره ها را می شمارم یكی كم است... شاید امشب هم در جایی كسی مانند من ستاره اش را به بهای دل شكسته ای داده است


پنجشنبه 12 آبان 1390

شرمند ام دله بیچاره . قدرتو ندونستم

   نوشته شده توسط: پسر یخی    


به نام عاشق که بهش همیشه کلی غم آویزونه 
              
عاشقی که همیشه دلش از دست معشوقش خونه

به نام امین که همیشه از درد پا مثل پیرها میشینه 
          
رسیدن عاشق به عشقشو فقط توی فیلم ها میبینه

حتی خونه وادشم نمیدن به حرفش تکیه          
               
 امینی که زنده بودنش با مرگش یکیه

وقتی از عشق چند ساله خبری نیست       
                     
جز فکر سفر آخرت دیگه  فکر سفری نیست

میگن خدا جای حقه ، انصاف داه خودش        
                    
خدا پاشو  حق بشینه یک بار جای خودش

میگن امین کفر نگو هر چیزی حکمتی داره     
                   
میگم حکمت یعنی اینه که زندگیم نکبتی واره


شنبه 30 مهر 1390

بپرس

   نوشته شده توسط: پسر یخی    


 
برو بپرس چی سر من اومده                 بپرس چقدر این روزا حالم بده

   بپرس بهت میگن چقد داغونم                  اینجا همه دارن میگن دیوونم

   برو بپرس همه میگن امین دیونست        بهت میگن همیشه کنج خونست

   بپرس امینو چی به جنون کشونده            بپرس چرا چیزی ازش نمونده

   کسی خبر نداره از قصمون                      چقدر با گریه بهت گفتم که بمون


پنجشنبه 21 مهر 1390

بن بست

   نوشته شده توسط: پسر یخی    

از اون داستان عشق خوردم به بن بست              غمی دارم که واسه دلم خیلی گندست
یکی که از همه دنیا روندست                           شدم یه آدمی که واسه یه عده مردست
بی خیال ما که حرفامونو به هم زدیمو                 واسه حق دادن بهم یکی به نعل یکی به میخ زدیمو
که حقیم این وسط  اگه بود پایمال شد                  کله علاقم که مردن پای دار شد
الان حتی نگه کردن به تو شده جرم سنگین           گرفتن دستاتم یه کار پستو ننگین
کاش از اون اولم، دلم وصلت نبود                     یا واسه بازی با احساسم دلم دستت نبود
پاشو بریم ای دل از این عشق مبهم                   اینا واسه هوس آبروی عشقو بردن
یه مشت شعر ازم باقیه تو مسیر سر گذشت          دله خستم مسیر سختو تا تش گذشت


چهارشنبه 13 مهر 1390

ازم گذشتی ....

   نوشته شده توسط: پسر یخی    

                   مدارا کن یکم این روزا خرابم                حالا که از من گذشتی لااقل باش به یادم
                  از گریه چشام نایی واسه دیدن نداره              انقدر داغونه امین که دیدن هم نداره

.

 

حواست با منه ؟ با نمی بینی باز داغونم ، یه چیزی بگو شاید با صدات یکم آروم شم
آرامشی ندارم وقتی نباشی ، انقدر خرابم اگه دیدیمم نمیشناسیم
با اینکه ندیده گرفتم هر زخمی که بهم زدی ، ولی حالا تو نمی خوای حتی حرفامو بشنوی
 
حالا وقتی غصه داری کی آرومت می کنه ؟ ، اون به زور میگذرونه شبایی که بی توهه
از سر ناچاری لبخند میزنم ، دائم میخوابم ولی سر از خواب میپرم
 
با عکسات حرف میزنمو  تا صبح بیدارم ،‌ولی توهه بی رحم گفتی که راحت میخوابم
باید آروم آروم فراموشت کنم که بودی ، تو هم مثله همه از این دنیا در حال عبوری
چقدر ساده رفتی حرفه دلم نصفه کاره مونده ، تو هم تنهام بزار با تنهایی دلم بیشر خون شه
باید فراموشت کنم اینجور واسم راحت تره ، اگه پنجه به دیوار میکشم میخوام یادم بره
تو این روزای تنهایی باید دور از تو فنا شم ، شاید تقدیرم این بوده که اسیر تو باشم
مهم نیست بزار هر کی هر چی میخواد بگه ، من که تنهاهو غریبم بزار هر چی میخواد بشه


پنجشنبه 7 مهر 1390

..... هیچی .... همینجوری ....

   نوشته شده توسط: پسر یخی    

       چیه غم شعرام تو رو ام  میگیره   
             
یا نشستی شعرامو میخونیو خندت میگیره

تو داشتن روزای سخت ببیشترین نمره رو دارم

این شعرا میاره روزای عمرمو یادم

تا خودمو میبینم به اصطلاح

میفهمم خوشبختی جنهو من بسم الله


یکشنبه 27 شهریور 1390

بی رحمی

   نوشته شده توسط: پسر یخی    

به نام خدا
 به نام نفرت . به نام ضد عشق ، به نام مرد دلشکسه شعر فارسی ( پسر یخی )


امروزم گذشت دو ماهو دو روزه بی تو ، تنهامو تو چی ؟ ادامه میدی شب نشی نی هاتو
با اونی که دوس داریو نیازاشو میدی ، اصلا همه جوره عاشقشیو ایراداشو دیدی
واست سنگ تموم گذاشتمو کمبوداتو دیدم ، بازم عقب کشیدی باشه منم تا آخرش میرم
راستی شنیدم چند وقته باهاش قهر کردی ، اونم مثل من بود ؟ واست کرد مردی
بگو ببنم اونم میتونه مثل من فقط با یه نفر باشه ، از تو بهتر بهش پا بده بی اعتنا باشه
یا حاضر میشه ببینه بری سر قرار ، وجدانش میگه بازم بچه گی کردو به روش نیار
بدون واسم دیگه مهم نیستی سر سوزن ، خاطراتم میزارم یکی یکی بسوزن
اینارو گفتم بدونی قلب من بی تابه ، اگه روزی بخوای برگردی من دیگه نمیخوامت
وقتی دورغ میگی میپیچونی مدام بی دلیل ، داری اعتماد منو زیر سوال میبری
حرف عاشقیو ببین کی داره به کی میگه ، من تورو میخواستم ولی تو دلت پیشه یکی دیگه
وقنی هنوز میری دور همی شب گردی ، مگه نمی گفتی رفتاراتو ترک کردی
وقتی میخوابی لبات رو لباشه ، فقط خرجت کنه بسه ، دیگه مهم نیست که کی باشه
هه - آره - تو احساسمو خرج خودت کردی ، دیگه پلی نزاشتی پشت سرت تا که برگردی
دیگه دوستت ندارم اشکاتم ماله خودت ، دست از سرم ور دار بچسب به اون یار خودت
منم دوباره ناکام از این دنیا میرم ، اصلا نعلت به اون روزی که من تورو دیدم
من میرم مهم نیست چون اون تورو میده مشتو مالت ، من تنها موندم تو یکیو داری خوش به حالت
یادته گفتی واسم مثل دوست فابی ، گفتم غصه نخور ، جفت شیش تاس مااایی
دلم خوش بود اومدی دوباره نوازشم کنی ، دورو وریاتو بپیچونی تمام شب طوری
با اونی که بیچاره حتی تو خوابم نمیدید ، واسم حیونی شدی که دیگه بو آدم نمیدی
آخه بی من کی احترام به حرفات میزاره ، آخه بی معرفتیو بدی اندازه داره
وقتی تیکه پارم میکنی با بی رحمیات ، دوست دارم داد بزنم بگم ازت بدم میاد
یه روز میاااااااد که اونم نداری از بس بدی ، هم با اون بودی هم میخواستی منو از دست ندی
بهتره بمونی دست ماله همونا تو ، بی لیاقتی تو خونته زخم زباناتو
نمیتونم تحمل  کنم بسه همون راتو ، کج کنو برو تموم شد این فصل خزونم با تو



جمعه 25 شهریور 1390

Bibak

   نوشته شده توسط: پسر یخی    

یعنی خون همه آدما از من رنگین تره ؟  که بار رو دوش من از همه سنگین تره

به هر دوستی رسیدم حقمونو خورد گفت علی یارت ،هر کی اوضامو دید گفت حتما" حکمتی داره

من نمیخوام قسمت این باشه ، یه روز بلا سرم نیاد کائنات از هم میپاشه



چهارشنبه 23 شهریور 1390

چی بگم

   نوشته شده توسط: پسر یخی    

این وبلاگ به دلیل آزارو اذیت نا سزا شنیدن یه مدت تعطیله .خوش ندارم این محیطو خلوتمو کسی بهم بزنه . 


چهارشنبه 23 شهریور 1390

نمی دونستم

   نوشته شده توسط: پسر یخی    

حیف من عاشق شدمو افتادم تو این نمایش      بی این که فکر این باشم که یه سری شاید نیستن عاشق
گفتم بی تو میسوزم توی شعله های دلم              از تو میخونم حتی اگه مرده باشه شعرم
ولی تو چشمتو گذاشتی بالای سرت                   تو فقط ماله من بودیو شدی ماله همه
از ترس صدام ببین که شدم بی تاب از کارات        برو که دوره من زیاد از این خیانت کارا
دوباره این دله بیچاره مینویسه برای چشات         چونکه همیشه جونشو داده بپای نگات
به همه میگی که عشق ما بوده یه تصادف           اصلا" برات مهم نیست که معشوقت تنها مرد
من نتونستم بخونم نفرتو از چشای تو                واسه همین همش دوییدم پی رد پای تو
حالا اگه میتونی برگردیو ازم گلایه کن                چونکه تو نبود تو توی دستم عکسه تو پاره شد


جمعه 18 شهریور 1390

فراموشی

   نوشته شده توسط: پسر یخی    

به نام خدا
به نام ضد عشق ، به نام مرد دلشکسه شعر فارسی ( پسر یخی )



حیفه روزایی که به یاد تو سر میکردم                   گفتی باید برم یه روز میامو بر میگردم

حیفه دقایقی که با تو تلف میشدن                        حیفه نفسایی که بی تو بی هدف میشدن

من امینم همونی که دوسش داشتی                     دیگه مال هم نیستیم اینو خودت خواستی

ولی گاهی با یادی از تو نفس میکشم                  با تو خط قرمزو دور هوس میکشم

بی تو دارم فقط یه دنیا تنهایی میکشم                ثانیه ها ، نبودتو دارن به رخ میکشن

میگن واسه فراموشی من هر کاری کردی            منو سوزندی تا برسی به نفر بعدی

باهات همه جوره بودم نفهمیدی تو                     وقت جدایی به چی میخندیدی تو

هه ... منه ساده تورو باورت کردم                       دارم اینجا آتیش میگیرم با غمو دردم


یکشنبه 13 شهریور 1390

حق دل

   نوشته شده توسط: پسر یخی    

   خالی شدی ؟ حالا که احساسمو کشتی  ، رازی شدی ؟ همینو میخواستی که اشکامو ببینی ؟

   رفتیو گذاشتیو این فاصله رو ، یادمه دوست داشتی این رابطه رو

   یه عالمه گفتم بمونو وایستاهو نرو، ولی گوش نکردی تو حرفای منو

   گفتی حیف که نداری اون که لازمه رو، تا بتونه رازی کنه ناز منو

   باشه ...حالا که میخوای بری، جواب این دل منو چی میخوای بدی

   یادته وقتی گفتم نکن نا امیدم ، گفتی به خاطرت همه دنیارو میدم

   واسه یه ثانیه بودنه کنار تو ، ولی جامو گرفتن از کنار تو


چهارشنبه 26 مرداد 1390

به نام ....

   نوشته شده توسط: پسر یخی    

به نام خدا . به نام ضد عشق . به نام مرد دل شكسته شعر فارسی ( پسر یخی )

 



عشقه قشنگم با تو رسید به خشكسالی                 من رازی دارم میرم چون تو خوشحالی
توی مشق شب ، شعر نوشتن تكلیفه منه               توی ظاهرشه تو باطنش شعر درگیر منه
من بی كسو تنهام ولی همیشه اشعار                   با امین تا قیامت زندست توی نم اشكام
با خیانت شدم مرد دل شكسته                             شعرام شاید جوری  كه به دلت نشسته
شنیدم این روزا یارو بد به گل نشسته                  آخه خدا هم میدونه شیشه دلمو اون شكسته
تو كه احساس نداشتی آدم كوكی                         كه نسبط به عشق من مشكوكی
من دلم میخواست به تو دل ببندم                         ولی الان از بودنتم گله مندم
اون همونیه بود كه میگفت با من یه لحظه            اگه با من باشه به كل دنیا می ارزه
ولی تو همون عوضیه به گل نشسته هستیو          منم یه عاشق دل شكسته
مگه صورتی كه اشك داره شستن می خواد ؟        نه ...! نوشتن این حرفارو گفتن میخواد
تو زات كثیفش خیانتو قلم زدن                           منم  چه شبا تكو تنها تو خیابونا قدم زدم
اون عشقت واسه قلبم سوهانی نیستو                 واسه همین امین شده سلطان دیس لاو
    


یکشنبه 16 مرداد 1390

...

   نوشته شده توسط: پسر یخی    

این روزها نوازنده خوبی شده ام ؛

دلم شور میزند !

چشمم تار…!!


خدایا حکمت قدمهایی که برایم برمیداری بر من آشکار کن...

تا درهایی که بسویم میگشایی ندانسته نبندم و درهایی که به رویم میبندی به اصرار نگشایم


تعداد کل صفحات: 21 1 2 3 4 5 6 7 ...