تبلیغات
كلاغ پر ، عشق پر
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391

می روم ...

   نوشته شده توسط: پسر یخی    

میروم... شاید رفتنم دردی رو دوا نکند
ولی مصلحت خواه من
میرم که شاید باشد سوی مصلحت، راه من...

بیا بریم  امین مگه همه درا به روت قفل نبود
بیا بریم انقد تو شعرات  تو کفر نگو
بیا بریم آدمای اینجا دو رو و پستن
انگاری به هم رگبار دروغو بستن
وقتی پیششی رفیقت تو مرامش کشته
وقتی میری می کشه فحش ناموس رو پشتت
جامعه قطاره. امین تو مثل ریلی
وقتی نه مجنون داریم و نه یه باکره مثل لیلی
آخه واسه من اینجا قفسه ،  هست یه جای غم
چی بگم به تو که میاد نفست از یه جای گرم
به خودم میگم بیا بریم تا بمیره مرد و نصیحتی
بیا بریم که نباشه درد و اذیتی
شعرات تلخه راسته مثل مته ست تو گوششون
اسم تو هم سایه. مثل بختک رو دوششون
یه ماهه شعر ننوشتم و غم های دنیا رو به من کمونه کردن
ولی مثل بقیه من کی مشکلات و بهونه کردم؟




پیونشت : با تلخیص و تمدید و ارجا و الهام از شعر بی باک



چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391

تنهام

   نوشته شده توسط: پسر یخی    

تو بدون هیشکی تو دنیا قدر تو برام عزیز نیست

گفته بودم که نباشی میمیرم و این عجیب نیست

لحظه ها میگذرن آروم اما این همیشگی نیست

تو میری منم به یادت می مونم با چشمای خیس

حالا من  تنهام، تنها تنهام و بی تو هیچم

توی شبهام و می نویسم بی تو میمیره دلم

تا ابد چشم به راهتم تو اون چشامه بغض و ماتم

تا همیشه من پا به پاتم بی تو داغونه دلم


جمعه 1 اردیبهشت 1391

دور شدی ...

   نوشته شده توسط: پسر یخی    

من به پات ریختم همه هستو نیستم
   ولی هر دم دارم میشم از دوریت گیج تر
  بزار باز كنم بحثو بیشتر
   تا بفهمی كه حرفات سنگو میشكست
  وقتی رفتی من اشكا ریختم
  تا باقی باشه تو دلت گرما بیشتر
  من تنهاییمو گناه تو میبینم
  چی جواب بدم وقتی سراغتو میگرن ؟
  بگم گذاشت رفت ! دیگه نیست كه هر شب
  به دادم برسه منم خیسه اشكم
  دیگه دیره برگرد كه بدجور هر شب اسیر دردم


یکشنبه 20 فروردین 1391

تاوان

   نوشته شده توسط: پسر یخی    

اصلا از اولم مقصر تو این بازی من بودم
    اصلا همه ی آدمای این بازی بد بودن
   انقده بد بودم كه نذاشتم تنها بمونی
    با تو بودم بدون اینكه حتی بدونی
    هر اشتباهی تو كردی من تاوانشو دیدم
    اینم تقصیر منه خودم تاوانشو میدم
    دیدم چه روزایی رو پای این رابطه باختم
    از یه شیطنت كوچیك یه فاجعه ساختم
    واسه خودم كه دلو زیر غبار كردم
    عوضی من وجودمو به پای تو قمار كردم




  پینوشت :‌ 


                این فقط ذره ای از سرریز عقده های دله        اون كه منو نمیخواد بهتره بزارم بره
                هر دكتری این روزا حالمو دیده                    میگه  10 رقم قرص جواب حالتو میده
                ولی تو درك نمیكنی به خدا درد داره            
  امینی که هر ثانیه آرزوی مرگ داره

                حالا كه فرقی نداره واسش مجرم كیه              همه ی آدمها رو شبیه مشكل دیده
                   


جمعه 11 فروردین 1391

بی نام .

   نوشته شده توسط: پسر یخی    

تمام روز خوابیده تمام شب به تنهایی
من و تو خوب میدونیم چرا این لحظه اینجاییم
تمومش كن تمومش كن
من انقدر غرق من هستم كه تو از خاطرم رفتی
و تا این قاعده بر جاست من و تو هر دو بدبختیم
تمومش كن تمومش كن نه اینجا جای این دیوونه بازی نیست
تمومش كن كه قلب من دیگه هیچ جوری راضی نیست
تمومش كن برو از دردم از شادی بمیر
تمومش كن واسه من ژست غمخواری نگیر
ماها تا جایی كه میشد به همدیگه بدی كردیم
تمومش كن كه ثابت شه تو از جنس منی
من انقدر بد شدم انگار و دنیام انقده كوره
كه هفتاد آسمون انگار خدا از زندگیم دوره
و من محو غرور خاك و دجالی كه میخندید
و میدونم تو هم با من چقدر اینجاشو همدردی
به چی ما ادعا داریم كه دردا رو دوا كردیم؟
نه ما امروزو خوابیدیم و فردا رو فدا كردیم
و این درد تموم ماست منم هم سنگ تو تقصیر
و تو هم سنگ من ، مستی
اگر این عصر كم نوریم مقصر كل ما هستیم
چرا چون خونه ویرونست نه فقط این نیست
تو درگیر خودت هستی
فراموش كردی دخیلت رو كجا بستی
كجا این حرف ما بوده كجا این رسم آدم هاست
همه دنیا رو گشتم و فقط این رسم ما تنهاست
كه وقتی آدمیت رو شغالا بردنو خوردن
فقط من سیر باشم ، بقیه مردنم . مردن
و این رد همون ماره كه بنده پای طاووسه
رفیق  ، این خواب خرگوشی زمینه ساز كابوسه


دوشنبه 29 اسفند 1390

هفت سین

   نوشته شده توسط: پسر یخی    

سال نو رو به تمامی دوستان و همراهان همیشگی و صمیمی این کلبه کوچک عشق تبریک عرض می کنم و امیدوارم سالی همراه با موفقیت، سلامتی و تندرستی در پیش داشته باشید . همچنین سالی پر از شکوفه های عطراگین عشق و احساس پاک ایرونی را برای شما آرزومندم

                                                                     با آرزوی بهترین ها : پسر یخی




     تو نیستی هفت سینم چیدن نداره

  میگن عیده ، ولی دیدن نداره

  ببین این امینه ،كه می خواد از غم بباره

  ولی این چشما دیگه نای باریدن نداره

  حالا روزگاره سردی پیش رومه

  پتك روزگار، قلب یخیمو میشكونه

  مشکلاتو تحمل میکنم چون چاره ای نیست 

  یادگاریم از این زمونه یه دل پر کینه ست با گونه ای خیس


پنجشنبه 25 اسفند 1390

شما دوستان رو به سایت دوستی خودم دعوت میکنم.

   نوشته شده توسط: پسر یخی    




شما کاربران و کسانی که از وبلاگ و شعرهای من بازدید می کنید میتونید تو سایت دوستانه عضو بشین . یه سایت تفریح و سرگرمی با موضاعات دوستیابی ، کل کل . طنز ، چت و آشنایی و ....


یکشنبه 21 اسفند 1390

رفتی ولی هیچ .....

   نوشته شده توسط: پسر یخی    

به نام مرد دلشکسته شعر فارسی (پسریخی)


.

چشامو میبندمو نمیشه راحت بخوابم ، وقتی میبینم زندگیم هرساعت به باد رفت

چه خیالات قشنگی چقدر آسون میگیرن ، چه محتاج دستات و چه آسون میگی نه

هنوزم زیر بارون میشینم ، تو رفتی و زندگیمو داغون میبینم

تو رو با اون میبینم كه در به درشی ، چه بیمارتم چقدرتلخه همه چی

چقدر خستم از این روزگار پست و بی روح ،  پس اون فرشته كه میدیدم از تو این بود ؟

تو كه با اون خوشی و دیگه شكم یقینه ، اصلا بذار بمیرم خب حقم همینه

تو كه میگفتی من نجیب و سر به زیرم ، حالا تو رفتی دلو چطوری پس بگیرم

كسی رو شكستی كه دلشو انصافا به تو داد ،  پس كجاست احساست منم انسانم به خدا

باشه دورتو خط میكشم اینو راحت نمیگم ، با چشام دیدم و دلم باور نمیكرد

بیچاره دلم كه همش نازتو میكشید ، تورفتی و فقط خوابتو میشه دید

باشه جدایی اتفاقه اصلا ، بدی نكردمو گرفتی انتقام از من

واسه برگشتن تو به هر دری زدم ،  باشه حرفت قبول تو سرتری ازم

ولی به خدا قسم كه تو اشتباه میكنی ، تو رفتی .. این اشتباه تو نیست

یه نگاه ساده به كجا كشید ،  تلخه كه تو ازم جدا بشی

چجوری دلت اومد...تو چه ساده میگذری، خیلی زوده واسه خدافظی

یادته زار میزدم شاید قانع بشی ، دلت میخواست تا بگذرم ساده كه چی

بیچاره دلم كه شكست صد بار تو سینه و مرد .. آره تو قاتلشی


چهارشنبه 17 اسفند 1390

اختلااااااف

   نوشته شده توسط: پسر یخی    

من اشکام از نگرانی بارون شدن

 حالا به چی فکر کنم واسه آروم شدن

نمی دونم همه خوبی ها بینمون یه دفه بد شد

انگار یه خونه رو آب ساختیم که یه دفه غرق شد

دیگه امینی نیست شبو روز به یادت باشه

بهتر همون به یادت بخوابه پاشه


دوشنبه 8 اسفند 1390

شكوایه

   نوشته شده توسط: پسر یخی    

شروع میكنم به یاد حق ، شاید امین هنوز خدایی به یادت هست

منتظر باش به قول هیچكس یه روز خوب بیاد ، بچه كه بودم داشتم روزای خوب زیاد

خسته شدم از بس دروغ شنیدم ، همیشه میخواستم دمه غروب بمیرم

ورقای دفترم دیگه پر شده ،‌ خدا بیدار شو آره دیگه صبح شده

پاتو رو زمین نزار كه زیرش سسته ، عاشقی كه واسه خیانت عشقشو كشته

واسه هر لحظه نفسم داره قطع میشه ، دله تو هم مثله منه ، می دونم پر تركشه

روی كاغذ  قـلـــم داره حرفامو میكشه ، روزی میاد كورش كبیرم نفس میكشه

به امید آزادی پرنده از قفس ، داره زنده میشه كورش با شعرام هر نفس


جمعه 5 اسفند 1390

من تنها نیستم

   نوشته شده توسط: پسر یخی    

همه چی تموم شد دیگه نه تو تنهایی نه من ، تو مگه اینو نمیخواستی خب برو به تنهاییم بخند

چقدر به خودم گفتم امین این کابوس تو نیست ، همچین آدمی جاش وسط آغوش تو نیست

اون که رفتو قاطیه خیالای تو شد ، همه چی تموم شد پسرک خیالاتی پاشو

همه چی از اونجا شروع شد که تو فهمیدی چقدر ، عاشقونه میخوامتو خندیدی به من

وقتی فهمیدی چقدر من عاشقتم یه روز ، گفتی میشه با هم باشیم ، ولی ، ‌در حد یه دوست

راستشو بگو گرچه رابطمون بهم میخوره ، از این همه فدا کاریم دیگه حالم بهم میخوره

از اینکه همه ی لحظه هامو درگیر تو ام ، از اینکه شبا باید خوااااب ببینم نزدیک تو ام

یا اینکه نمیتونم یه سری به غیر تو بزنم ، از اینکه روزی یه بار با خودم قیدتو بزنم

اگه بهشتت اینه اینجوری بهش میرسی؟ ای تو هو جاده برو تا بهش برسی

لعنتی من بی تو تنها نیستم پس دلت پای بند چیه ؟ بگو ته بازی ما دو تا بازنده کیه ؟


پنجشنبه 4 اسفند 1390

من رفتم

   نوشته شده توسط: پسر یخی    

به نام  دلشکسته شعر فارسی (پسریخی)

.

سلام عشق پاپتی ،‌ دیگه دارم میرم من به راحتی

ن ناشو بردار اگه ناراحتی  ،‌واسه قلبه پاكم تو یه آفتی

من وجودتو به گ-ل میگیرم ، اگه عاشقم باشم بی شعر نوشتن میمیرم

تو که ماله ما نبودی ماله دیگرونی ، کاش از اول میدونستم با من نمیمونی

تو عاشق بچه فشنایی ،‌لباسای گله گوشاد امین واست بوده کثر شائن

منه ساده رو بگو به خاطر تو میخواستم شعر نوشتنو ول کنم یه نویسنده شم

بنویسم از عشقمون یه رمان عشقی ، ولی با خیانت روش بستی یه ربان مشکی



یکشنبه 30 بهمن 1390

اشتباه

   نوشته شده توسط: پسر یخی    

به نام نفرت ، به نام ضد عشق ، به نام نامی مرد دلشکسته شعر فارسی (پسریخی)
.

امین ، تو کلاس عاشقی یه عمر درس خوند ، اما سهمش از عشق یه بن بست بود

اون آدمی که میگفتن چه خوش مست بود ، جواب صداقتاش ، یه پشت دست بود

 قصه عشقت چه خوش دست بود ، برای نوشتن شعرام واست که یه فوش بست بود

حقشه الان من فوش بدم به مادرش ؟ همیشه اول قصه خوبهو آخرش ؟

تو خوبی ؟ تو یه لكه خونی كه رو دستاته ، تو قاتل اونی

من تا تو رو نكشم ول كن شعرام نیستم ، به مخاطبام ثابت میكنم آدم نیستم

آدمای دورو ورم باهاشون راحت نیستم ، خانوادمم که دیگه سر تو با من نیستن



شنبه 29 بهمن 1390

راه بی راهه

   نوشته شده توسط: پسر یخی    



به نام ضد عشق ، به نام نفرت ، به نام مرد دلشکسته شعر فارسی (پسریخی)

.

سر قرارات با من نیومدی سر تایم ، واسه همینه چند سال تنهام تو ولنتاین

دیگه عوضی حتی من حال خودمم ندارم، میگی امین بی تو من یه نخ سیگارم ندارم ؟

قرص رو کنار گذاشتی ؟ با خوندن شعرای من آرومی ؟ عکسامو میبینی چشاتم میشه بارونی ؟

آرام بخشت شعرای منه بی اعصاب روانی ، تو با عشق دوتایی سر منم کردین تبانی

تو میگفتی واسه دیدن ما سقفی نباشه ، من که حاضرم همین چندتا دیوارم نباشه

شنیدم دلت بد جور آشوبه بی من ، آخه این منم که زیر پرچم خدا بیمم

احمق ، من عاشق دلشوره هاتم ، حالا خاطره هامم باعث دلخوشی هاتن

شعرام وارثه منه تو باعث اونی ، چطوری شاد بنویسم وقتی تو باعث اونی

ببن اول اسمت تو گردنم آویزه ، گور بابای بهااااار امین عاشق پاییزه

غزلی نیست که نگن ضد عشقم ، من این شعرا رو از ته دل نوشتم


پنجشنبه 27 بهمن 1390

چی بود گناهم ؟

   نوشته شده توسط: پسر یخی    

    تنها امیده من که نفس می کشیدم تویی ، رفتیو این دلم از نفس برید

من نمی تونم نه من نمی تونم دلیل جداییشو من هنوز نمی دونم

شایدم از اولم نبودی عاشق من

چون که عشق به این سادگی نمی ره نه

تو که می دونی خطایی ازم سر نزد

پس چرا می گی دیگه بهم اس ام اس نده زنگ نزن

میگی نمی خوامت نمی خوام باشی کنارم

یعنی من نباید بدونم چی بود گناهم

رفت از پیشمو قلبم شکست

وااای خدا فرشته پاکم تو بغله یکی دیگست

دیگه تنهام تو هم دیگه بر نگرد

اینو بدون امین به تو هیچ وقت  بد نکرد  Smiley


شنبه 15 بهمن 1390

(♥‿♥)

   نوشته شده توسط: پسر یخی    

 پینوشت : اینو تو جواب اونایی نوشتم كه بی اسمو نشون میان نظر میزارن ، ولی یه چیزی داره یه جاییشونو میسوزونه به جلز ولز افتان كه اینجا تو نظرات خودشونو خالی كنن ...
 

     همه اشعار می ره به حساب سرگذشت
    
یه بیت می نویسم یه کتابه ترجمش
    
تو منو دیدی تو خیابون سرم پایینه
    
سلاح من قلمه همه خطرم با اینه
    
یه عقرب دارم كه اسمش زبونه
    
اگه ازش نیش نخوردی بدون حسش نبوده
    
پاهام سنگینه می بینم روزی رو که
    
نوک قلمم به خون بدنت رنگینه
    
چون سوادشو دارم که کلمات و با هم
    
جوری بچینم که بدونی توانشو دارم
    
دستم زحمت کشید راهش هموار بشه
    
حرفم می خواد با کلام خدا همکار بشه
    
دیگه جایی نگو امین چرت نوشتو
    
دری وری نبود حرفام ، دل نوشت بود



پنجشنبه 13 بهمن 1390

......

   نوشته شده توسط: پسر یخی    


سه شنبه 27 دی 1390

تقدیم به عشق

   نوشته شده توسط: پسر یخی    


با اومدنت زندگیمو کردی عوض ، از دوست داشتنم کجاشو بگم واست ؟

تو مثل شعله ای که تو تاریکی نور میبخشی ، اگه کار بدی دیدی ازم زود میبخشی

تو بدیهامو با لبخند میگذاری بره ، نا امیدی ، نیمزاری یک زره تو دله تو بره

وقتی تو پیشمی مثله عطر ریحانه ، نمیزاری تنها شمو یاد تو همیشه همرامه

تو توی سرما هم آتیش گرممی ، با تو روزای تاریکمم آبی بعد از این

چه حس خوبیه یکی مثل تو داشتن ، از دست نمیدمت ولی ای کاش من

زودتر اینا تورو کشف میکردم ، از نبودنت کنارم خب میترسم

وقتی نیستی ماهم دیگه نور نمی تابه ، امین به فکرتهو شبا زود نمیخوابه

با تو به آرامش میرسم همینو بس ، تو دلم جای یه نفر فقط همیشه هست


پنجشنبه 15 دی 1390

چی بگم ....

   نوشته شده توسط: پسر یخی    

میخوای دوباره با قلمم  واست شعر بنویسم آخه واسه ی چی ؟ باشه اما دردامو بگم واسه ی کی ؟

حالا چشماتو باز کن بیا تو حسه من باش ، تو حالو هوای سرد روزگار من باش

بس قلم رو به دستم میگیرم تا به تو بگم ، از زمونه از دلی که پاره پارست

هرشعر من مثله یه کوه ماتم یه غمه پر درد ، جز این کارم ندارم واسه آرامشم  یه راه بهتر

از چی بنویسم ؟ انتظار داری قلمم چی بگه برات ؟ انتظار داری چی از قلمم دراد

جز چندتا مصرع نیمه کاره  با یه مشتی کاغذ پاره که وسط اتاق مثل من هیج جاییو نداره

تو هم مثل منی رفیق کم درد نداری، درد اصلیت  اینه تو هم مثله من همدرد  نداری

من کسی نیستم با هر زخمی دردم بگیره ولی کی میخواد این اشکامو گردن بگیره

از چی بنویسم نکنه تو فقط شعر خوندن رو دوست داری ولی نمیدونی واسم خط میخورن برگه های تقویم

که خبر میدن از دردای یه قلب که حالا شده سردو یخی

ولی من نمیخوام ته دفتر شعرامو هیچ وقت ببندم ، چون دیگه نمیتونم اصلا بخندم

دلم به چی خوش باشه به دلی که فقط اسمش دله یا عمری که نصفش اشکه نصفش گله

یا از عشقی که الان تو بقل یکی دیگه وله  این دله بیچاه که خودشو باید با همه چی وقفش بده


چهارشنبه 14 دی 1390

لایق نبودی

   نوشته شده توسط: پسر یخی    

تو این شبای پر غم ، شمع های روشن . شراب خوش طعم ، من غمارو  کشتم
و آخرم شد ، دلم داورم شد ، تموم حرفایی که میزدی باورم شد
واقعا" منو میخواستی ؟ تو که راست مگی ، حرفات چیزی نبود جز یه مشت جوک ساختگی
اون کارا بوده همش واسه حفظ ظاهر ، ولی دیگه نقش بازی کردنتم افتضاهه
چه ساده بودم ، چه خامو کودن  مثال کودک ، اضافه موندم
بزار خودم حالا نظاره کنم ، دیگه به حال خودم پر از حصار دورم
من دیگه میبازم عشقو اون دست سردو ، دیگه نمیخوامتو بی خیال حرف مردم
هی ... همه چی گذشته عزیز دیگه چیزی بین ما نمونده جز اشک کسی
که حاضر نبود بدون تو بره بهشت ، دلم گفت همه احساستو بده بهش
این همه وقتو حسشو رو مفت داد بازم ، بی ارزش تر این حرفا بودی ، افتاد واست ؟



پینوشت :   کسایی که دانلود آهنگ وبلاگمو میخواستن .
دانلود کنید



تعداد کل صفحات: 22 1 2 3 4 5 6 7 ...